برچسب: بلاکچین

  • مانیفستی برای بازپس‌گیری اینترنت؛ روایتی از کتاب بخوان، بنویس، مالک شو

    مانیفستی برای بازپس‌گیری اینترنت؛ روایتی از کتاب بخوان، بنویس، مالک شو

    بحث درباره آینده اینترنت دیگر صرفاً یک موضوع فنی نیست؛ مسئله‌ای است درباره مالکیت، قدرت، نوآوری و توزیع ارزش در اقتصاد دیجیتال. کریس دیکسون در کتاب «بخوان، بنویس، مالک باش» روایت می‌کند که چگونه اینترنت از یک شبکه باز به مجموعه‌ای از پلتفرم‌های متمرکز تبدیل شد و چرا بلاکچین و وب۳ می‌توانند راهی برای بازگرداندن نقش کاربران، توسعه‌دهندگان و سازندگان باشند. متن پیش‌رو ترجمه مانیفست این کتاب است که به‌زودی با ترجمه فارسی در انتشارات راه پرداخت منتشر خواهد شد.این متن گزیده‌ای اقتباسی از کتاب «بخوان، بنویس، مالک باش: ساختن عصر بعدی اینترنت» نوشته کریس دیکسون است. این کتاب هم‌اکنون به زبان انگلیسی در ایالات متحده و بریتانیا در دسترس است و نسخه‌های بیشتری به‌زودی به زبان‌های دیگر منتشر خواهند شد.

    اینترنتی که بود

    اینترنت احتمالاً مهم‌ترین اختراع قرن بیستم است؛ فناوری‌ای که جهان را دست‌کم به اندازه انقلاب‌های پیشین، از صنعت چاپ تا موتور بخار و برق، دگرگون کرده است.

    برخلاف بسیاری از اختراعات دیگر، اینترنت از ابتدا برای کسب درآمد طراحی نشد. معماران اولیه آن شبکه را نه به‌عنوان یک سازمان متمرکز، بلکه به‌عنوان بستری باز طراحی کردند تا همه ـ از هنرمندان و کاربران گرفته تا توسعه‌دهندگان و شرکت‌ها ـ به‌طور یکسان از آن بهره ببرند. هر کسی در هر نقطه‌ای از جهان، با هزینه‌ای اندک و بدون نیاز به تأیید کسی، می‌توانست کد، هنر، نوشته، موسیقی، بازی، وب‌سایت یا استارتاپ خود را خلق و منتشر کند.

    آنچه می‌ساختید، متعلق به خودتان بود. تا زمانی که از قانون پیروی می‌کردید، هیچ‌کس نمی‌توانست قوانین را به نفع خود تغییر دهد، پول بیشتری از شما بگیرد یا دستاورد شما را از چنگتان دربیاورد. اینترنت بر پایه حکمرانی دموکراتیک و بدون نیاز به مجوز بنا شده بود، درست مثل شبکه‌های اولیه‌اش: ایمیل و وب. هیچ بازیگری بر دیگری برتری نداشت و هر کسی می‌توانست روی این بستر بسازد و سرنوشت خلاقانه و اقتصادی خود را رقم بزند.

    این آزادی و حس مالکیت، دوره‌ای طلایی از خلاقیت و نوآوری را رقم زد که رشد اینترنت را شتاب داد و به برنامه‌های بی‌شماری انجامید که شیوه زندگی، کار و تفریح ما را برای همیشه تغییر دادند.

    اینترنتی که شد

    سپس همه‌چیز تغییر کرد.

    از اواسط دهه ۲۰۰۰، گروه کوچکی از شرکت‌ها کنترل را در دست گرفتند. اینترنت واسطه‌محور شد؛ شبکه‌ای که زمانی بدون نیاز به مجوز اداره می‌شد، به محیطی تبدیل شد که برای هر قدمی باید از کسی اجازه گرفت.

    خبر خوب این بود که میلیاردها نفر به فناوری‌های شگفت‌انگیزی دسترسی پیدا کردند که بسیاری از آنها رایگان بودند. خبر بد اما این بود که اینترنتِ متمرکز، اداره‌شده توسط چند سرویس تبلیغاتی، یعنی انتخاب‌های کمتر، حریم خصوصی ضعیف‌تر و کنترل کمتر کاربران بر زندگی دیجیتالشان. برای استارتاپ‌ها و سازندگان نیز بسیار دشوارتر شد که رشد کنند، بدون آنکه نگران تغییر ناگهانی قوانین پلتفرم‌ها و از دست دادن مخاطبان و درآمدشان باشند.

    این پلتفرم‌ها ارزش قابل توجهی خلق می‌کنند، اما در عین حال تعیین می‌کنند چه چیزی ببینیم و چه چیزی نبینیم. بارزترین نمونه «حذف از پلتفرم» (deplatforming)  است؛ وضعیتی که در آن سرویس‌ها افراد را، اغلب بدون هیچ فرآیند شفافی، از پلتفرم خود اخراج می‌کنند. یا «بن شدن پنهان» (shadowbanning)، که در آن محتوای فرد بی‌سروصدا از دید دیگران پنهان می‌شود، بدون اینکه حتی خود فرد متوجه شود. الگوریتم‌های جست‌وجو و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند زندگی‌ها را دگرگون کنند، کسب‌وکارها را بسازند یا نابود کنند و حتی بر انتخابات تأثیر بگذارند.

    نکته نگران‌کننده‌تر این است که این شبکه‌های متمرکز چگونه استارتاپ‌ها را محدود می‌کنند، بر سازندگان هزینه‌های سنگین تحمیل می‌کنند و کاربران را از حقوقشان محروم می‌سازند. نوآوری خفه می‌شود، خلاقیت مشمول هزینه می‌شود و قدرت و ثروت در دستان گروه کوچکی متمرکز می‌شود.

    مشکل از کجاست؟

    «کاربرد قاتل» اینترنت، شبکه‌ها هستند. تقریباً هر سرویس آنلاین مفیدی — از ایمیل و وب تا شبکه‌های اجتماعی، بازارهای آنلاین و سرویس‌های پرداخت — یک شبکه است. توسعه‌دهندگان، کارآفرینان و کاربران روزمره ده‌ها هزار شبکه ساخته‌اند و موجی بی‌سابقه از خلق و هماهنگی را به راه انداخته‌اند. اما شبکه‌هایی که دوام آورده‌اند، عمدتاً در مالکیت و کنترل شرکت‌های خصوصی قرار گرفته‌اند.

    مشکل اصلی «مجوز» است. امروز سازندگان و استارتاپ‌ها برای راه‌اندازی و رشد محصولات جدید باید از دروازه‌بانان و قدرت‌های متمرکز اجازه بگیرند. شرکت‌های مسلط فناوری از این قدرت برای خنثی کردن رقبا، آشفته کردن بازارها و دریافت رانت‌های سنگین استفاده می‌کنند. فروشگاه‌های نرم‌افزاری تا ۳۰ درصد از پرداخت‌ها را به‌عنوان کمیسیون دریافت می‌کنند؛ رقمی که بیش از ده برابر نرخ استاندارد صنعت پرداخت است. این همان چیزی است که می‌توان آن را «مالیات شبکه‌های شرکتی بر خلاقیت» نامید.

    این شبکه‌های بزرگ، ضدرقابتی هستند. رقبا را خفه می‌کنند، گزینه‌های مصرف‌کنندگان را محدود می‌کنند و توسعه‌دهندگانی را که روی پلتفرم‌هایشان ساخته‌اند، بی‌محابا مجازات کرده‌اند. امروز تقریباً هیچ فعالیت استارتاپی تازه‌ای روی شبکه‌های اجتماعی بزرگ شکل نمی‌گیرد؛ توسعه‌دهندگان می‌دانند که روی شن‌های روان نباید بنا کرد.

    راه‌حل در کجاست؟

    بسیاری تصور می‌کنند تنها راه مهار غول‌های فناوری، مقررات‌گذاری دولتی است. این شاید بخشی از راه‌حل باشد، اما مقررات‌گذاری اغلب پیامدی ناخواسته دارد: تثبیت قدرت بازیگران بزرگ. شرکت‌های بزرگ‌تر می‌توانند هزینه‌های تطبیق با مقررات را تحمل کنند، در حالی که همین قوانین می‌تواند استارتاپ‌های کوچک‌تر را ناتوان سازد.

    ما به زمین بازی برابر نیاز داریم. و برای رسیدن به این هدف، باید این حقیقت بنیادین را پذیرفت: مؤثرترین ابزار برای مهار قدرت بازیگران مسلط، استارتاپ‌ها و فناوری‌های نو هستند.

    به لطف ماهیت نرم‌افزاری اینترنت، می‌توان آن را از طریق نوآوری و نیروهای بازار بازآرایی کرد. نرم‌افزار پدیده‌ای منحصربه‌فرد است؛ دامنه‌ای تقریباً بی‌پایان از بیان را در اختیار ما می‌گذارد. نرم‌افزار، اندیشه انسانی است که به کد تبدیل شده — همان‌گونه که نوشتن یا نقاشی نیز چنین‌اند. رایانه‌ها این اندیشه‌ها را با سرعتی خیره‌کننده اجرا می‌کنند. به همین دلیل بود که استیو جابز رایانه را «دوچرخه‌ای برای ذهن» توصیف کرد.

    سه عصر اینترنت

    تاریخ اینترنت را می‌توان در سه پرده روایت کرد:

    • پرده نخست؛ عصر خواندن (۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵): شبکه‌های پروتکلی اولیه، دسترسی به اطلاعات را دموکراتیک کردند. هر کسی می‌توانست درباره هر موضوعی جست‌وجو کند و بیاموزد.
    • پرده دوم؛ عصر خواندن و نوشتن (۲۰۰۶ تا ۲۰۲۰): شبکه‌های شرکتی، انتشار محتوا را دموکراتیک کردند. هر کسی می‌توانست از طریق شبکه‌های اجتماعی برای مخاطبان گسترده بنویسد و منتشر کند.
    • پرده سوم؛ عصر خواندن، نوشتن و مالکیت: نوع تازه‌ای از معماری شبکه، مالکیت را دموکراتیک می‌کند. در این عصر، هر فرد می‌تواند به ذی‌نفع شبکه تبدیل شود و به قدرت و منافع اقتصادی دست یابد؛ منافعی که پیش از این عمدتاً در اختیار سهامداران و کارکنان شرکت‌ها بود.

    بلاکچین؛ مصالح ساختمانی اینترنت جدید

    فناوری محرک این عصر جدید، بلاکچین است. این جنبش نام‌های مختلفی دارد — «کریپتو»، «وب۳» — اما صرف‌نظر از نام، فناوری بلاکچین مزایایی منحصربه‌فرد ارائه می‌دهد.

    در رایانه‌های سنتی، سخت‌افزار بر نرم‌افزار کنترل دارد؛ و چون سخت‌افزار همواره در اختیار شخص یا سازمانی است، در نهایت آن شخص یا سازمان بر نرم‌افزار هم کنترل دارد. بلاکچین این رابطه را وارونه می‌کند: نرم‌افزار بر شبکه‌ای از دستگاه‌های سخت‌افزاری حکومت می‌کند، نه برعکس.

    این ویژگی به بلاکچین‌ها امکان می‌دهد قواعدی تغییرناپذیر را پیاده‌سازی کنند و تعهدات محکمی به کاربران بدهند؛ تعهداتی که خود نرم‌افزار اجرایشان را تضمین می‌کند. مهم‌ترین این تعهدات، مالکیت دیجیتال است.

    شبکه‌های بلاکچینی مسائلی را حل می‌کنند که معماری‌های پیشین از عهده‌شان برنمی‌آمدند:

    • می‌توانند شبکه‌های اجتماعی بسازند که منافع کاربران را بر منافع شرکت‌ها مقدم بدارند.
    • می‌توانند زیرساخت بازارها و شبکه‌های پرداخت باشند و هزینه‌های تراکنش را به‌تدریج کاهش دهند.
    • می‌توانند شکل‌های جدیدی از رسانه‌های درآمدزا و دنیاهای دیجیتال تعاملی را ممکن سازند.
    • می‌توانند به محصولات هوش مصنوعی اجازه دهند که به سازندگان پاداش بدهند، نه اینکه آنها را حذف کنند.

    پرسیدن اینکه «بلاکچین چه مشکلی را حل می‌کند؟» شبیه این است که بپرسیم «فولاد نسبت به چوب چه برتری دارد؟» شبکه‌های بلاکچینی مصالح ساختمانی جدیدی برای ساختن اینترنتی بهتر هستند.

    کازینو در برابر رایانه

    فناوری‌های جدید اغلب جنجال‌برانگیزند و بلاکچین استثنا نیست. بسیاری آن را با کلاهبرداری و طرح‌های ثروتمندشدن سریع یکی می‌دانند. این برداشت کاملاً بی‌پایه نیست؛ درست مثل حباب راه‌آهن در دهه ۱۸۳۰ یا حباب دات‌کام در دهه ۱۹۹۰. اما در آن دوره‌ها نیز در کنار سفته‌بازان، سازندگانی بودند که فراتر از نوسانات بازار را می‌دیدند و محصولاتی ساختند که در نهایت وعده‌های اولیه فناوری را محقق کردند.

    امروز نیز همین شکاف فرهنگی در دنیای بلاکچین دیده می‌شود:

    • گروه کازینو معمولاً پرسروصداتر است. عمدتاً به معامله‌گری و سفته‌بازی علاقه دارد و بیشترین توجه رسانه‌ها را به خود جلب می‌کند. در بدترین حالت، این فرهنگ قمارگونه به فجایعی مثل فروپاشی صرافی FTX انجامیده است.
    • گروه رایانه بسیار جدی‌تر و بلندمدت‌تر می‌اندیشد. این افراد می‌دانند که جنبه‌های مالی بلاکچین تنها ابزاری برای رسیدن به هدف بزرگ‌تر هستند: ساختن شبکه‌های بهتر. آنها کم‌سروصداترند، اما تأثیرات ماندگارتری خواهند داشت.

    تفاوت اصلی در افق زمانی است. نوآوری واقعی برای ایجاد ارزش پایدار به زمان نیاز دارد؛ گاهی یک دهه یا بیشتر. فرهنگ رایانه بلندمدت است؛ فرهنگ کازینو چنین نیست.

    این آغاز راه است، نه پایان آن

    درست زمانی که به نظر می‌رسید اینترنت بیش از هر زمان دیگری به سمت تمرکز پیش می‌رود، جنبش نرم‌افزاری تازه‌ای پدیدار شد که توانایی بازتعریف آن را دارد. این جنبش می‌تواند روح اینترنت اولیه را بازگرداند، حقوق مالکیت را برای سازندگان تضمین کند، کنترل را به کاربران برگرداند و سلطه شرکت‌های بزرگ بر زندگی دیجیتال ما را کاهش دهد.

    رؤیای شبکه‌ای باز که خلاقیت و کارآفرینی را تقویت می‌کند، نباید از میان برود. کارآفرینان، فناوران، سازندگان و کاربران می‌توانند این هدف را محقق کنند.

    این فرصتی است برای ساختن اینترنتی که می‌خواهیم، نه اینترنتی که صرفاً به ارث برده‌ایم.

  • درباره کتاب پایان پول / نظام مالی جایگزین؛ چگونه؟

    درباره کتاب پایان پول / نظام مالی جایگزین؛ چگونه؟

    «فریدریش آوگوست فون هایک»، اقتصاددان و فیلسوف سیاسی در سال ۱۹۷۶ پیشنهاد ملی‌زدایی از پول را مطرح کرد. آن زمان پیشنهاد او چندان جدی گرفته نشد. تا اینکه بحران مالی سال ۲۰۰۷ نشان داد سیستم اقتصادی سرمایه‌داری از ناکارآمدی‌های درونی رنج می‌برد. هایک سال‌ها قبل از بحران مالی پیشنهاد خلق پول توزیع‌شده را داده بود.

    در دهه ۷۰ میلادی ابزارهای لازم برای آزمون این ایده وجود نداشت، اما در ۱۰ سال گذشته بلاکچین زمینه خلق و آزمون ایده پول توزیع‌شده را فراهم کرده است.کارکردهای سه‌گانه ارز؛ ذخیره ارزش، ابزار مبادله و واحد اندازه‌گیری است. سؤال درست این است که با نگاهی به کارکردهای سه‌گانه ارز، پول‌های ملی در جهان چه وضعیتی دارند؟ آیا آنها توانسته‌اند در زمینه ذخیره ارزش و واحد اندازه‌گیری عملکرد مطلوبی داشته باشند؟ چگونه می‌توان محدودیت‌های ذاتی پول را مدیریت کرد؟ در سال ۱۳۴۰ با ۱۷ هزار تومان می‌شد یک خانه خرید. با ۱۷ هزار تومان امروز چه می‌توان خرید!

    مهم‌ترین کارکرد بانک‌های مرکزی در جهان حفظ ارزش پول است؛ ولی عموم بانک‌های مرکزی جهان کارنامه موفقی در این زمینه نداشته‌اند؛ این موضوع در همه کشورهای جهان صدق می‌کند و به‌عنوان نمونه در ایران در طول ۵۰ سال گذشته هر سال به‌طور متوسط بیش از ۲۰ درصد از ارزش پول ملی کاسته شده است؛ ضعف در حفظ ارزش پول ملی این پرسش را پیش می‌کشد که چگونه می‌توان سیستم تصمیم‌سازی توزیع‌شده‌ای ساخت که بتواند کارکردهای رگولاتورهای پولی را انجام دهد؟ پس با توجه به ضعف‌های رگولاتوری متمرکز پولی، چگونه می‌توان از یک نظام رگولاتوری پولی توزیع‌شده استفاده کرد؟

    برخلاف محصول سیستم پولی متمرکز که هر سال شاهد تورم و کاهش ارزش دارایی‌ها هستیم، در محصولات شناخته‌شده و اصلی سیستم‌های توزیع‌شده در ۱۰ سال گذشته شاهد تورم منفی و افزایش ارزش دارایی‌ها به‌صورت مستمر بوده‌ایم. منتها هنوز زمان زیادی نگذشته و در آینده نزدیک ابعاد بیشتری از موضوع برای ما روشن می‌شود.

    از سوی دیگر فساد افسارگسیخته ریشه در نواقص ذاتی ساختارهای متمرکز دارد. تا امروز سیستم متمرکز را با همه آسیب‌های آن امتحان کرده‌ایم؛ آیا می‌توان راه جدیدی را تجربه کرد؟ فساد در سیستم‌های متمرکز در واسطه‌ها رخ می‌دهد. سؤال درست این است که سیستم‌های توزیع‌شده چگونه فساد را محدود می‌کنند؟ با توجه به تعریفی که از بلاکچین ارائه شد، آیا می‌توان انتظار داشت که با جایگزینی واسطه‌های مبادله ارزش با سیستم‌های مبتنی بر بلاکچین شاهد تغییر در ساختارهای فسادزا باشیم؟

    تجربه ۱۰ سال گذشته برای پاسخ به این سؤال کافی نیست، ولی همین تجربه‌های اندک توانایی‌های جدی بلاکچین در ایجاد محدودیت برای فساد را نشان داده است. بلاکچین نوعی دفترکل توزیع‌شده (DLT) است و این وعده را می‌دهد که با ایجاد اعتماد، شفافیت و کاهش اصطکاک بین اکوسیستم‌های کسب‌وکار، کاهش هزینه‌ها، کاهش زمان تسویه و تصفیه تراکنش و بهبود جریان پولی باعث دگرگونی صنایع شود. امروزه به بانک‌ها، شرکت‌های تسویه و تصفیه وجوه، دولت‌ها و دیگر موسسه‌هایی اعتماد می‌کنیم که به‌عنوان مراجع مرکزی این حیطه شناخته‌شده و «تنها نسخه حقیقی تراکنش‌ها» را به شیوه‌ای امن در پایگاه داده خود دارند.  مدل مرکزی اعتماد باعث ایجاد تأخیر و هزینه در تراکنش‌ها می‌شود (کمیسیون، کارمزد و ارزش زمانی پول). بلاکچین مدل اعتماد جایگزینی را در اختیارمان می‌گذارد و نیاز به مراجع مرکزی برای داوری تراکنش‌ها را از میان برمی‌دارد.

    در صورتی که بخواهیم از مزایای دفاتر کل توزیع‌شده و بلاکچین نهایت استفاده را ببریم، باید بدانیم که تمام بخش‌های این اکوسیستم باید به‌صورت همزمان مورد توجه قرار بگیرند و توجه بیش از حد به یک بخش، باعث رشد ناقص اکوسیستم می‌شود؛ بخش‌های گوناگون اکوسیستم بلاکچین شامل حداقل ۱۲ بخش زیر است و همه آنها به‌صورت همزمان باید مورد توجه قرار بگیرند.

    در همین زمینه و نظر به تغییرات در نظام مالی دنیا، کتاب «پایان پول» روایتی است غیرفنی از تغییراتی که فناوری در اقتصاد ایجاد خواهد کرد. اگر تا امروز جلوه‌های گوناگون به‌کارگیری فناوری را در ابزارها و سخت‌افزارها و حتی نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های گوناگون دنیای مالی دیده‌ایم، به لطف توسعه فناوری شاهد یک تغییر پارادایم جدی هستیم. نکته اینجاست که هنوز کسی از آینده پیش رو چیزی نمی‌داند و ممکن است شاهد تغییرات متعددی در مفاهیم مبهم امروز باشیم. این کتاب با روایت داستان‌گونه خود ماجرایی که امروز بخش‌های گوناگون فعالان اقتصادی را درگیر خود کرده، بسیار جذاب و کاربردی بیان می‌کند و خواندن آن به تمامی فعالان بخش‌های گوناگون اقتصادی به‌خصوص حوزه پرداخت توصیه می‌شود.

    امیدواریم انتشار این کتاب زمینه آشنایی بیشتر فعالان اقتصادی با زمینه‌های تغییرات در دنیای جدید را فراهم کند. کتاب «پایان پول» یکی از بهترین روایت‌ها در زمینه بیت‌کوین، کریپتوها و بلاکچین است؛ کتابی کم‌ادعا که ماجرا را روان تعریف می‌کند؛ آن هم چه تعریف‌کردنی! جذاب و البته کاربردی. نه بیش از حد فنی است که خوانش آن سخت باشد و نه کاسب‌کارانه و بازاری و سوار بر موج «چگونه با بیت‌کوین یک‌شبه پولدار شویم». با اینکه برخی مطالب کتاب مشمول مرور زمان شده، ولی هنوز تمام مطالب کتاب درست است. «پایان پول» یکی از خوش‌روایت‌ترین‌ها در زمینه آینده پول است و هر کسی که می‌خواهد درباره آینده پول بداند، این کتاب را دوست خواهد داشت.  پایان پول به دور از پیچیدگی‌های معمول کتاب‌های اقتصادی و به دور از سخت‌فهمی‌های جاافتاده در متن‌های فنی است. این کتاب به همه کمک می‌کند تصویر درستی درباره بخشی از آینده پیدا کنند.

    منبع: ماهنامه عصر تراکنش شماره ۶۳؛ رسانه مدیران فناوری‌های مالی ایران

  • درباره کتاب پول نقد دیجیتال / «وجه رایج»

    درباره کتاب پول نقد دیجیتال / «وجه رایج»

    بیت‌کوین و دیگر رمزارزها داستان ناگفته‌ای دارند که کتاب «پول نقد دیجیتال» برای اولین‌بار آن را روایت می‌کند. این روایت به فراتر از تاریخچه مرسوم ارزهای دیجیتال می‌پردازد و تلاش‌هایی که به خلق بیت‌کوین منجر شد را مرور می‌کند. بسیاری تصور می‌کنند بیت‌کوین یک فناوری انقلابی است که تاریخچه‌ای ندارد؛ در حالی که واقعیت چیز دیگری است. تاریخچه بیت‌کوین به سال‌های ابتدایی قرن بیستم بازمی‌گردد و حدود ۱۰۰ سال است که آرمان‌گراهای دنیای فناوری و آنارشیست‌ها با ایده‌هایشان راهی را پیموده‌اند که به خلق بیت‌کوین منجر شده است. ایده‌هایی مانند حفظ حریم خصوصی، کاهش قدرت دولت‌ها، دنیای آخرالزمانی و ساختن جهانی رؤیایی در این کتاب مرور می‌شوند و نویسنده به‌خوبی توضیح می‌دهد  که چطور این ایده‌ها به خلق بیت‌کوین منجر شد.

    در این کتاب قصه‌های زیادی از گروه‌های گوناگون در طول ۱۰۰ سال گذشته مرور می‌شود؛ برخی از آنها شبیه داستان‌های علمی ـ تخیلی هستند و باورکردنی نیستند! و سخت است قبول کنیم که پشت بیت‌کوین و فلسفه آن چنین آدم‌هایی وجود داشته‌اند. سؤالی که نخ تسبیح همه گروه‌هایی است که در کتاب به آنها پرداخته شده، این پرسش است: ما چگونه می‌توانیم به هم اعتماد کنیم و از انواع  دیگری از پول استفاده کنیم؟ چه چیزی اشیای دیجیتال را ارزشمند می‌کند؟ چگونه یک ارز خودش را به ما ثابت می‌کند؟ چه چیزی یک موجودیت دیجیتال را معادل پول نقد می‌کند؟ چیزی که می‌تواند خلق، اما نمی‌تواند کپی شود!

    این کتاب، داستان ناگفته پول دیجیتال و افرادی را تعریف می‌کند که به‌دنبال ساختن آن بودند. هدف بعضی از آنها زمین‌زدن دولت‌ها و ملت‌ها و ایجاد آرمان‌شهری رمزنگاری‌شده بود و هدف برخی دیگر این بود که با از میان رفتن نظم جهانی، پاداشی دریافت کنند، برخی نیز می‌خواستند ماشینی را پدید بیاورند که بتوانند با آن تا ابد زندگی کنند. عوامل به وجود آمدن رمزارزها از این قرار است: پیش‌نیازها، فناوری‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها، ایده‌ها، خیال‌ها، داستان‌ها و مدل‌های آینده‌ای که پشت اولین معرفی بیت‌کوین وجود داشت.

    بحث اصلی این کتاب با بیان این حقیقت آغاز می‌شود که به جای پول الکترونیکی که کلی‌تر است، قرار است داستان پول دیجیتال را تعریف کنیم. دیجیتالی‌کردن پول، یعنی چیزی را ایجاد کنیم که به‌راحتی در شبکه‌های کامپیوتری معامله شود و بررسی و تأیید هویت آن آسان باشد، اما نتوان آن را جعل یا تکثیر کرد، همچنین باید اطلاعاتی را در مورد هویت و ارزش خود به همراه داشته باشد، ولی در مورد چگونگی استفاده و کسی که از آن استفاده می‌کند، اطلاعاتی ندهد.

    این مجموعه شرایط، ظاهراً متناقض و غیرممکن به نظر می‌رسند؛ پول دیجیتال مورد نظر ما باید موجود باشد، اما کمیاب؛ منحصربه‌فرد و ناشناس باشد، اما قابل شناسایی و مطمئن؛ به‌راحتی منتقل شود، اما قابل تکثیر نباشد و تمامی این ویژگی‌ها باید در قالب فناوری‌هایی ارائه شود که قابلیت تکثیر بدون هزینه، فوری و بدون هیچ ایرادی را داشته باشند.

    نویسنده کتاب، «فین برونتون»، استاد دانشکده رسانه، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه نیویورک است. او پیش از این، کتاب «اسپم: تاریخ در سایه اینترنت» را نوشته است. «پول نقد دیجیتال» کتابی به‌شدت سهل و ممتنع است؛ با اینکه روایتی جذاب و پیوسته دارد، ولی تعدد ارجاع‌های آن ممکن است خوانش کتاب را سخت کند. کتاب توسط انتشارات دانشگاه پرینستون در ژوئن ۲۰۱۹ منتشر شده است. بنابراین باید در تمام مدت توجه داشته باشید که با یک کتاب عامه‌پسند بازاری سروکار ندارید؛ بلکه یک کتاب پژوهش‌محور دانشگاهی در دست گرفته‌اید که قرار است شما را با بخش‌هایی از دنیای ارزهای دیجیتال آشنا کند که کمتر جایی ممکن است چیزی درباره آن بشنوید.

    نکته مهم کتاب این است که یادآوری می‌کند پدیده‌ای مانند بیت‌کوین یک پدیده سطحی و موقتی نیست؛ بلکه فلسفه و تلاش‌های اجتماعی سنگینی پشت آن وجود دارد؛ نکته مهم دیگر نیز این است که این کتاب بار دیگر اهمیت مفهوم پول را یادآوری می‌کند؛ به طرز عجیبی با وجود اهمیت پول در زندگی روزمره تلاش برای ندیدن این مفهوم در دنیای فلسفه و جامعه‌شناسی جالب است.

    ظهور پول‌ها (و شاید ارزها و ابزارهای پولی و هر واحد اندازه‌گیری ارزش) مانند بیت‌کوین به یکباره ما را متوجه دانش اندک‌مان درباره پول کرد. اهمیت کتاب حاضر در این است که به‌خوبی نشان می‌دهد ارزهای دیجیتال نه با ابزارهای فناورانه؛ بلکه با دیدگاه‌های فلسفی و اجتماعی شروع شده‌اند.

    هدف این کتاب را می‌توان تنها در یک جمله جمع‌بندی کرد؛ «وجه رایج» عبارتی است که در دنیای ارز برای پولی استفاده می‌شود که عموماً برای معامله پذیرفته شده و از شخصی به شخص دیگر منتقل می‌شود. پول موجود در جیب شما به این دلیل «وجه رایج» محسوب می‌شود که در جامعه پذیرفته شده است. این پول را به هر کسی که بدهید آن را قبول می‌کند و در نهایت می‌توان برای پرداخت مالیات یا وام از آن استفاده کرد. «ارز» بودن و قابلیت انتقال آن در حال حاضر به این دلیل است که آینده‌ای برای آن وجود دارد. «وجه رایج» در علوم دیگر نیز دیده می‌شود که در ساخت سخت‌افزار کامپیوتری و ایجاد پول دیجیتال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این کتاب تا حدودی به این موارد نیز می‌پردازد. «وجه رایج» در نهایت ما را به یاد گذر زمان می‌اندازد؛ گذر زمان حال بین گذشته‌ای که به تاریخ پیوسته و آینده مطلوب، پیش‌بینی‌شده یا هراسناک. داستان پول دیجیتال در محل تقاطع سه حوزه قرار دارد؛ «مسائل اجتماعی مربوط به پول»، «تاریخ فناوری و کامپیوتر» و «احساس ما نسبت به شرایط گذشته و آینده».

    بنابراین این کتاب دو هدف دارد. با مطالعه این کتاب از اجزا، مفاهیم و ایده‌های پول دیجیتال (از آزمایش‌های دهه ۱۹۸۰ گرفته تا ایجاد بیت‌کوین) یک ذهنیت پیدا خواهید کرد. به این ترتیب چگونگی به‌کارگیری داده‌ها و توافق‌ها و تلاش‌هایی را که طی این فرایند صورت گرفت (به‌خصوص نظارت بر پرداخت‌ها و تراکنش‌ها) خواهید دید. همچنین تاریخچه‌ای از پول‌های آزمایشی را خواهید دید که تا نزدیکی موفقیت رفتند، ولی در نهایت شکست خوردند. این موضوع از تاریخچه ارزهای آرمانی، نمونه‌های اولیه، تصاویر، داستان‌ها، سیستم‌های کاربردی و طراحی‌های مربوط به آینده که پیش‌تر «تکنیک‌های آینده»محسوب می‌شدند، فراتر خواهد رفت.

    با در نظر گرفتن تمامی این موارد  این کتاب تجربه خوبی برای خوانندگان به همراه می‌آورد؛ مجموعه‌ای از سیستم‌های مختلف آرمانی، آینده‌نگری‌های خیال‌آمیز و زندگی تجربی به انضمام طرح مختصری از شخصیت‌ها و شیوه‌هایی که ممکن است بعضی از آنها لجبازانه، خطرناک و حتی زشت به نظر برسند. در این مجموعه، موارد زیر بررسی می‌شود: کشورهای پیشرو و چالش‌های محاسباتی، سیستمی مالی که سازنده‌اش را دوباره به زندگی برگرداند، کالاهایی که حکم پول نقد را داشتند، پروژه زانادو، پول کاغذی، ارزش عینی، وحشت‌زدگی ارزی، سفینه‌های شخصی، تصادفی‌بودن همگانی، تکنوکرات‌های قهرمان آمریکایی، رمزنگارهای مسلمان، نواحی خودمختار برون‌مرزی، گریس هاپر در حال بازی بسکتبال، نقره آزادی‌خواهان، طرح‌های ژئودزیک، ماشین زمان خراب، کوپن‌های ایده، امضاهای جعلی، دیواری از لامپ لاوا و مخزنی پر از سر منجمد انسان‌ها.

    منبع: ماهنامه عصر تراکنش شماره ۶۳؛ رسانه مدیران فناوری‌های مالی ایران

  • درباره کتاب کریپتوکارنسی / چرا باید به پول دیجیتال اهمیت بدهیم؟

    درباره کتاب کریپتوکارنسی / چرا باید به پول دیجیتال اهمیت بدهیم؟

    شاید بپرسید رمزارز (کریپتوکارنسی) چیست؟ این پرسش مانند بسیاری از پرسش‌های دیگری که به تعریف مربوط می‌شوند، چند پاسخ دارد. رمزارز بخش پررونقی در حوزه استارتاپ‌های فناوری است. در عین حال نوعی پول دیجیتال، یا کوینی مثل «بیت‌کوین»، «اتر» یا «مونرو» است. رمزارز می‌تواند ابزار و روشی برای نقد کردن پول‌های ناشی از فعالیت‌های مجرمانه و بزهکاری نیز باشد.

    در واقع رمزارز نوعی فناوری است که با استفاده از روش‌های رمزنگاری، تبادل واحدهای ارزش در بستر اینترنت را بدون وابستگی به هرگونه واسطه‌ای ممکن می‌کند. فردی با نام مستعار می‌تواند با استفاده از رمزارز، بدون دخالت بانک‌ها، شرکت‌های پرداخت یا هر نوع مرجع دیگری، یک واحد ارزش را به فرد دیگری با نام مستعار ارسال کند. درستی این انتقال با مجموعه توزیع‌شده‌ای از کامپیوترها تأمین می‌شود که هیچ‌کدام‌شان نمی‌توانند به‌تنهایی آن پرداخت را متوقف کنند یا تغییر دهند.

    رمزارز چالشی برای سازوکار متعارف سیستم مالی در چند قرن اخیر و کانال‌هایی است که ایجاد و نگهداری آن‌ها بر عهده واسطه‌ها و موجودیت‌های شخص ثالثی بوده که درستی تراکنش‌ها را ضمانت می‌کرده‌اند. همچنین تلاشی برای آسان‌تر کردن انتقال پول دور از چشم و دسترسی دولت‌هاست. هدف نهایی واسطه‌زدایی، حذف بیشترین لایه‌های انسانی ممکن از تراکنش‌ها و ارتباطات و مستقیم و همتابه‌همتا کردن رابطه‌هاست (دست‌کم نیت این بوده، اما واقعیت فنی در بسیاری از موارد به‌هیچ‌وجه بی‌نقص نبوده است).

    در حال حاضر موضوع به‌آرامی از حیطه فناوری خارج و به حیطه فلسفه سیاسی وارد می‌شود و حقیقت این است که رمزارز همان‌طور که برنامه‌ای مالی است، برنامه‌ای سیاسی هم هست. یکی دیگر از اهداف کلیدی رمزارز غیرمتمرکزسازی است. مفهوم غیرمتمرکزسازی می‌گوید سیستم را نباید فقط یک یا چند نقش‌آفرین کنترل کنند. غیرمتمرکزسازی مانند واسطه‌زدایی یکی از مشخصه‌های عصر اینترنت است، عصری که در آن سیاست‌مداران تلاش می‌کنند رسانه‌ها و راستی‌آزمایان را دور بزنند و با توییت‌هایشان نظر رأی‌دهندگان را به نفع خود تغییر دهند و عصری که در آن تجارت الکترونیکی بسیاری از فروشگاه‌های سنتی را به ورطه نابودی کشانده است. به همین دلیل است که گاهی تعریف «پول اینترنتی» برای رمزارز بسیار منطقی به نظر می‌رسد.

    این کتاب می‌خواهد با بررسی دوباره گام‌هایی که رمزارز برداشته است، به جزئیات این پاسخ‌های گوناگون بپردازد. همچنین تاریخ رمزارز را از ابتدا، یعنی سه دهه پیش تا آخرین تحولاتش، تعریف می‌کند. این کتاب رویدادنگاری سیر تکامل رمزارز، اصول پیش‌برنده آن و اقدامات مخترعان و سازندگانش است. در پنج فصل که هرکدام بر دوره خاصی از رمزارز تمرکز می‌کنند (در این صنعت دوره‌ها هرکدام فقط چند ماه طول می‌کشند)، تلاش می‌کنم پاسخی تا حد ممکن مفصل به این پرسش بدهم که «رمزارز چیست و چرا باید به آن اهمیت بدهیم؟»

    منبع: ماهنامه عصر تراکنش شماره ۶۳؛ رسانه مدیران فناوری‌های مالی ایران