برچسب: فناوری‌های نو

  • چرا کریس دیکسون «بخوان، بنویس، مالک شو» را نوشت؟

    چرا کریس دیکسون «بخوان، بنویس، مالک شو» را نوشت؟

    آیا بلاکچین و وب۳ می‌توانند اینترنت را به ریشه‌های باز و غیرمتمرکز خود بازگردانند؟ کریس دیکسون در یادداشتی که به مناسبت انتشار کتاب «بخوان، بنویس، مالک شو» نوشته، توضیح می‌دهد چرا معتقد است مسئله اصلی اینترنت امروز نه فناوری، بلکه مالکیت، قدرت و نحوه توزیع ارزش است. آنچه می‌خوانید روایت او از انگیزه‌های نگارش این کتاب است؛ کتابی که انتشارات راه پرداخت ترجمه و انتشار آن را در برنامه خود قرار داده است.


    چرا این کتاب را نوشتم


    معتقدم بلاکچین‌ها و جنبش نرم‌افزاری پیرامون آن‌ها، که معمولاً با نام‌های «کریپتو» یا «وب۳» شناخته می‌شود، تنها مسیر قابل‌تصور برای حفظ چشم‌انداز اولیه اینترنت به‌عنوان بستری باز هستند؛ بستری که خلاقیت و کارآفرینی را تشویق می‌کند. سال‌هاست که بر اساس این دیدگاه سرمایه‌گذاری کرده‌ام و از طریق نوشته‌ها، سخنرانی‌ها و گفت‌وگو با رهبران کسب‌وکار، روزنامه‌نگاران و سیاست‌گذاران در آمریکا و دیگر نقاط جهان از آن دفاع کرده‌ام.

    در طول این سال‌ها برایم روشن شد که به کتابی جامع نیاز داریم؛ کتابی که بتواند فناوری‌های جدیدی مانند بلاکچین‌ها و خدماتی را که بر بستر آن‌ها ساخته می‌شوند، به‌روشنی توضیح دهد؛ جایگاه آن‌ها را در تاریخ اینترنت نشان دهد و توضیح دهد که چرا این فناوری‌ها باید برای بنیان‌گذاران، توسعه‌دهندگان، سازندگان و هر کسی که به تاریخ و تحول کسب‌وکار، فناوری و نوآوری علاقه‌مند است، اهمیت داشته باشند.

    به همین دلیل این کتاب را نوشتم: «بخوان، بنویس، مالک باش: ساختن عصر بعدی اینترنت».


    سه دوره اینترنت؛ از خواندن تا مالکیت


    فرض اصلی من این است که تصمیم‌هایی که در نگاه نخست کوچک و کم‌اهمیت به نظر می‌رسند و درباره طراحی نرم‌افزار و شبکه گرفته می‌شوند، می‌توانند در آینده پیامدهای عمیقی بر کنترل و اقتصاد خدمات دیجیتال داشته باشند. کتاب تاریخ اینترنت را مرور می‌کند و نشان می‌دهد که اینترنت تاکنون سه دوره اصلی طراحی را پشت سر گذاشته است: دوره نخست بر دموکراتیک‌کردن اطلاعات متمرکز بود (خواندن)، دوره دوم بر دموکراتیک‌کردن انتشار محتوا (نوشتن) و دوره سوم بر دموکراتیک‌کردن مالکیت (مالک بودن).

    ما اکنون در آستانه ورود به دوره سوم، یعنی «مالکیت»، قرار داریم. به همین دلیل، در کتاب مفاهیم کلیدی این دوره را توضیح داده‌ام؛ از جمله بلاکچین‌ها و خدمات دیجیتالی که بر پایه آن‌ها ساخته می‌شوند.


    بلاکچین‌ها چه مشکلی را حل می‌کنند؟


    در نتیجه، کتاب به یکی از پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد که بارها شنیده‌ام: «بلاکچین‌ها چه مشکلی را حل می‌کنند؟»

    بلاکچین‌ها همان مسائلی را حل می‌کنند که سایر خدمات دیجیتال نیز برای حل آن‌ها ایجاد شده‌اند، اما با نتایجی بهتر. آن‌ها می‌توانند افراد را در شبکه‌های اجتماعی به یکدیگر متصل کنند و در عین حال منافع کاربران را بر منافع شرکت‌ها ترجیح دهند. می‌توانند زیرساخت بازارها و نظام‌های پرداختی باشند که تجارت را تسهیل می‌کنند، اما با کارمزدهایی به‌مراتب پایین‌تر. آن‌ها می‌توانند اشکال جدیدی از رسانه‌های درآمدزا، جهان‌های دیجیتال تعامل‌پذیر و فراگیر و خدمات هوش مصنوعی را ممکن کنند که به‌جای تضعیف سازندگان و جوامع، به آن‌ها پاداش می‌دهند.


    از کازینو تا آینده اینترنت


    این کتاب به‌صورت مستقیم به پرسش‌ها و موضوعات بحث‌برانگیز نیز می‌پردازد؛ از جمله مسائل مربوط به سیاست‌گذاری و مقررات، و همچنین فرهنگ آسیب‌زای «کازینو» که پیرامون کریپتو شکل گرفته و به تصویر عمومی این حوزه آسیب رسانده و ظرفیت‌های واقعی آن را تحت‌الشعاع قرار داده است.

    همچنین در کتاب به موضوعات مرتبط دیگری مانند هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی، امور مالی، کسب‌وکارهای رسانه‌ای، خلق مشارکتی، بازی‌های ویدئویی و جهان‌های مجازی نیز پرداخته‌ام.


    مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟


    با الهام از کتاب‌های تأثیرگذاری مانند «از صفر به یک» و «کار سختِ کارهای سخت»، تلاش کردم کتابی مختصر، جامع و در عین حال قابل‌فهم بنویسم. همچنین کوشیده‌ام تازه‌ترین ایده‌ها و دیدگاه‌های فناوران و بنیان‌گذاران را خلاصه و دسته‌بندی کنم تا کتاب برای فعالان این حوزه نیز کاربردی باشد.

    هدف من این بود که کتاب را بدون ساده‌سازی افراطی، برای مخاطبان گسترده قابل‌فهم کنم. این کتاب برای گروه‌های مختلفی نوشته شده است: کارآفرینان، فناوران، مدیران شرکت‌ها، سیاست‌گذاران، روزنامه‌نگاران، متفکران حوزه کسب‌وکار، هنرمندان، سازندگان جوامع و همچنین افرادی که صرفاً درباره فناوری‌های جدید، فرهنگ و آینده اینترنت کنجکاو هستند.


    چرا کتاب، نه وبلاگ؟


    من عاشق خواندن کتاب هستم، اما همیشه تصور می‌کردم موضوعات فناوری و کسب‌وکار معمولاً در قالب‌های کوتاه بهتر ارائه می‌شوند و به همین دلیل در سال‌های گذشته بیشتر به وبلاگ‌نویسی و نوشتن در شبکه‌های اجتماعی پرداخته بودم.

    اما پرداختن به همه این موضوعات نیازمند قالبی طولانی‌تر بود؛ قالبی که بتواند ایده‌های جدید و متفاوت را در یک جا کنار هم قرار دهد. به همین دلیل بخش بزرگی از سال گذشته را صرف نوشتن این کتاب کردم. بسیاری از ایده‌های مطرح‌شده در آن سال‌ها در ذهنم وجود داشتند، اما هرگز فرصت نکرده بودم آنها را روی کاغذ بیاورم.

    کتاب «بخوان، بنویس، مالک شو: ساختن عصر بعدی اینترنت» در مارس ۲۰۲۴ توسط انتشارات رندم هاوس منتشر شد.

    منبع:
    https://cdixon.org/2023/06/22/read-write-own/

  • مانیفستی برای بازپس‌گیری اینترنت؛ روایتی از کتاب بخوان، بنویس، مالک شو

    مانیفستی برای بازپس‌گیری اینترنت؛ روایتی از کتاب بخوان، بنویس، مالک شو

    بحث درباره آینده اینترنت دیگر صرفاً یک موضوع فنی نیست؛ مسئله‌ای است درباره مالکیت، قدرت، نوآوری و توزیع ارزش در اقتصاد دیجیتال. کریس دیکسون در کتاب «بخوان، بنویس، مالک باش» روایت می‌کند که چگونه اینترنت از یک شبکه باز به مجموعه‌ای از پلتفرم‌های متمرکز تبدیل شد و چرا بلاکچین و وب۳ می‌توانند راهی برای بازگرداندن نقش کاربران، توسعه‌دهندگان و سازندگان باشند. متن پیش‌رو ترجمه مانیفست این کتاب است که به‌زودی با ترجمه فارسی در انتشارات راه پرداخت منتشر خواهد شد.این متن گزیده‌ای اقتباسی از کتاب «بخوان، بنویس، مالک باش: ساختن عصر بعدی اینترنت» نوشته کریس دیکسون است. این کتاب هم‌اکنون به زبان انگلیسی در ایالات متحده و بریتانیا در دسترس است و نسخه‌های بیشتری به‌زودی به زبان‌های دیگر منتشر خواهند شد.

    اینترنتی که بود

    اینترنت احتمالاً مهم‌ترین اختراع قرن بیستم است؛ فناوری‌ای که جهان را دست‌کم به اندازه انقلاب‌های پیشین، از صنعت چاپ تا موتور بخار و برق، دگرگون کرده است.

    برخلاف بسیاری از اختراعات دیگر، اینترنت از ابتدا برای کسب درآمد طراحی نشد. معماران اولیه آن شبکه را نه به‌عنوان یک سازمان متمرکز، بلکه به‌عنوان بستری باز طراحی کردند تا همه ـ از هنرمندان و کاربران گرفته تا توسعه‌دهندگان و شرکت‌ها ـ به‌طور یکسان از آن بهره ببرند. هر کسی در هر نقطه‌ای از جهان، با هزینه‌ای اندک و بدون نیاز به تأیید کسی، می‌توانست کد، هنر، نوشته، موسیقی، بازی، وب‌سایت یا استارتاپ خود را خلق و منتشر کند.

    آنچه می‌ساختید، متعلق به خودتان بود. تا زمانی که از قانون پیروی می‌کردید، هیچ‌کس نمی‌توانست قوانین را به نفع خود تغییر دهد، پول بیشتری از شما بگیرد یا دستاورد شما را از چنگتان دربیاورد. اینترنت بر پایه حکمرانی دموکراتیک و بدون نیاز به مجوز بنا شده بود، درست مثل شبکه‌های اولیه‌اش: ایمیل و وب. هیچ بازیگری بر دیگری برتری نداشت و هر کسی می‌توانست روی این بستر بسازد و سرنوشت خلاقانه و اقتصادی خود را رقم بزند.

    این آزادی و حس مالکیت، دوره‌ای طلایی از خلاقیت و نوآوری را رقم زد که رشد اینترنت را شتاب داد و به برنامه‌های بی‌شماری انجامید که شیوه زندگی، کار و تفریح ما را برای همیشه تغییر دادند.

    اینترنتی که شد

    سپس همه‌چیز تغییر کرد.

    از اواسط دهه ۲۰۰۰، گروه کوچکی از شرکت‌ها کنترل را در دست گرفتند. اینترنت واسطه‌محور شد؛ شبکه‌ای که زمانی بدون نیاز به مجوز اداره می‌شد، به محیطی تبدیل شد که برای هر قدمی باید از کسی اجازه گرفت.

    خبر خوب این بود که میلیاردها نفر به فناوری‌های شگفت‌انگیزی دسترسی پیدا کردند که بسیاری از آنها رایگان بودند. خبر بد اما این بود که اینترنتِ متمرکز، اداره‌شده توسط چند سرویس تبلیغاتی، یعنی انتخاب‌های کمتر، حریم خصوصی ضعیف‌تر و کنترل کمتر کاربران بر زندگی دیجیتالشان. برای استارتاپ‌ها و سازندگان نیز بسیار دشوارتر شد که رشد کنند، بدون آنکه نگران تغییر ناگهانی قوانین پلتفرم‌ها و از دست دادن مخاطبان و درآمدشان باشند.

    این پلتفرم‌ها ارزش قابل توجهی خلق می‌کنند، اما در عین حال تعیین می‌کنند چه چیزی ببینیم و چه چیزی نبینیم. بارزترین نمونه «حذف از پلتفرم» (deplatforming)  است؛ وضعیتی که در آن سرویس‌ها افراد را، اغلب بدون هیچ فرآیند شفافی، از پلتفرم خود اخراج می‌کنند. یا «بن شدن پنهان» (shadowbanning)، که در آن محتوای فرد بی‌سروصدا از دید دیگران پنهان می‌شود، بدون اینکه حتی خود فرد متوجه شود. الگوریتم‌های جست‌وجو و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند زندگی‌ها را دگرگون کنند، کسب‌وکارها را بسازند یا نابود کنند و حتی بر انتخابات تأثیر بگذارند.

    نکته نگران‌کننده‌تر این است که این شبکه‌های متمرکز چگونه استارتاپ‌ها را محدود می‌کنند، بر سازندگان هزینه‌های سنگین تحمیل می‌کنند و کاربران را از حقوقشان محروم می‌سازند. نوآوری خفه می‌شود، خلاقیت مشمول هزینه می‌شود و قدرت و ثروت در دستان گروه کوچکی متمرکز می‌شود.

    مشکل از کجاست؟

    «کاربرد قاتل» اینترنت، شبکه‌ها هستند. تقریباً هر سرویس آنلاین مفیدی — از ایمیل و وب تا شبکه‌های اجتماعی، بازارهای آنلاین و سرویس‌های پرداخت — یک شبکه است. توسعه‌دهندگان، کارآفرینان و کاربران روزمره ده‌ها هزار شبکه ساخته‌اند و موجی بی‌سابقه از خلق و هماهنگی را به راه انداخته‌اند. اما شبکه‌هایی که دوام آورده‌اند، عمدتاً در مالکیت و کنترل شرکت‌های خصوصی قرار گرفته‌اند.

    مشکل اصلی «مجوز» است. امروز سازندگان و استارتاپ‌ها برای راه‌اندازی و رشد محصولات جدید باید از دروازه‌بانان و قدرت‌های متمرکز اجازه بگیرند. شرکت‌های مسلط فناوری از این قدرت برای خنثی کردن رقبا، آشفته کردن بازارها و دریافت رانت‌های سنگین استفاده می‌کنند. فروشگاه‌های نرم‌افزاری تا ۳۰ درصد از پرداخت‌ها را به‌عنوان کمیسیون دریافت می‌کنند؛ رقمی که بیش از ده برابر نرخ استاندارد صنعت پرداخت است. این همان چیزی است که می‌توان آن را «مالیات شبکه‌های شرکتی بر خلاقیت» نامید.

    این شبکه‌های بزرگ، ضدرقابتی هستند. رقبا را خفه می‌کنند، گزینه‌های مصرف‌کنندگان را محدود می‌کنند و توسعه‌دهندگانی را که روی پلتفرم‌هایشان ساخته‌اند، بی‌محابا مجازات کرده‌اند. امروز تقریباً هیچ فعالیت استارتاپی تازه‌ای روی شبکه‌های اجتماعی بزرگ شکل نمی‌گیرد؛ توسعه‌دهندگان می‌دانند که روی شن‌های روان نباید بنا کرد.

    راه‌حل در کجاست؟

    بسیاری تصور می‌کنند تنها راه مهار غول‌های فناوری، مقررات‌گذاری دولتی است. این شاید بخشی از راه‌حل باشد، اما مقررات‌گذاری اغلب پیامدی ناخواسته دارد: تثبیت قدرت بازیگران بزرگ. شرکت‌های بزرگ‌تر می‌توانند هزینه‌های تطبیق با مقررات را تحمل کنند، در حالی که همین قوانین می‌تواند استارتاپ‌های کوچک‌تر را ناتوان سازد.

    ما به زمین بازی برابر نیاز داریم. و برای رسیدن به این هدف، باید این حقیقت بنیادین را پذیرفت: مؤثرترین ابزار برای مهار قدرت بازیگران مسلط، استارتاپ‌ها و فناوری‌های نو هستند.

    به لطف ماهیت نرم‌افزاری اینترنت، می‌توان آن را از طریق نوآوری و نیروهای بازار بازآرایی کرد. نرم‌افزار پدیده‌ای منحصربه‌فرد است؛ دامنه‌ای تقریباً بی‌پایان از بیان را در اختیار ما می‌گذارد. نرم‌افزار، اندیشه انسانی است که به کد تبدیل شده — همان‌گونه که نوشتن یا نقاشی نیز چنین‌اند. رایانه‌ها این اندیشه‌ها را با سرعتی خیره‌کننده اجرا می‌کنند. به همین دلیل بود که استیو جابز رایانه را «دوچرخه‌ای برای ذهن» توصیف کرد.

    سه عصر اینترنت

    تاریخ اینترنت را می‌توان در سه پرده روایت کرد:

    • پرده نخست؛ عصر خواندن (۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵): شبکه‌های پروتکلی اولیه، دسترسی به اطلاعات را دموکراتیک کردند. هر کسی می‌توانست درباره هر موضوعی جست‌وجو کند و بیاموزد.
    • پرده دوم؛ عصر خواندن و نوشتن (۲۰۰۶ تا ۲۰۲۰): شبکه‌های شرکتی، انتشار محتوا را دموکراتیک کردند. هر کسی می‌توانست از طریق شبکه‌های اجتماعی برای مخاطبان گسترده بنویسد و منتشر کند.
    • پرده سوم؛ عصر خواندن، نوشتن و مالکیت: نوع تازه‌ای از معماری شبکه، مالکیت را دموکراتیک می‌کند. در این عصر، هر فرد می‌تواند به ذی‌نفع شبکه تبدیل شود و به قدرت و منافع اقتصادی دست یابد؛ منافعی که پیش از این عمدتاً در اختیار سهامداران و کارکنان شرکت‌ها بود.

    بلاکچین؛ مصالح ساختمانی اینترنت جدید

    فناوری محرک این عصر جدید، بلاکچین است. این جنبش نام‌های مختلفی دارد — «کریپتو»، «وب۳» — اما صرف‌نظر از نام، فناوری بلاکچین مزایایی منحصربه‌فرد ارائه می‌دهد.

    در رایانه‌های سنتی، سخت‌افزار بر نرم‌افزار کنترل دارد؛ و چون سخت‌افزار همواره در اختیار شخص یا سازمانی است، در نهایت آن شخص یا سازمان بر نرم‌افزار هم کنترل دارد. بلاکچین این رابطه را وارونه می‌کند: نرم‌افزار بر شبکه‌ای از دستگاه‌های سخت‌افزاری حکومت می‌کند، نه برعکس.

    این ویژگی به بلاکچین‌ها امکان می‌دهد قواعدی تغییرناپذیر را پیاده‌سازی کنند و تعهدات محکمی به کاربران بدهند؛ تعهداتی که خود نرم‌افزار اجرایشان را تضمین می‌کند. مهم‌ترین این تعهدات، مالکیت دیجیتال است.

    شبکه‌های بلاکچینی مسائلی را حل می‌کنند که معماری‌های پیشین از عهده‌شان برنمی‌آمدند:

    • می‌توانند شبکه‌های اجتماعی بسازند که منافع کاربران را بر منافع شرکت‌ها مقدم بدارند.
    • می‌توانند زیرساخت بازارها و شبکه‌های پرداخت باشند و هزینه‌های تراکنش را به‌تدریج کاهش دهند.
    • می‌توانند شکل‌های جدیدی از رسانه‌های درآمدزا و دنیاهای دیجیتال تعاملی را ممکن سازند.
    • می‌توانند به محصولات هوش مصنوعی اجازه دهند که به سازندگان پاداش بدهند، نه اینکه آنها را حذف کنند.

    پرسیدن اینکه «بلاکچین چه مشکلی را حل می‌کند؟» شبیه این است که بپرسیم «فولاد نسبت به چوب چه برتری دارد؟» شبکه‌های بلاکچینی مصالح ساختمانی جدیدی برای ساختن اینترنتی بهتر هستند.

    کازینو در برابر رایانه

    فناوری‌های جدید اغلب جنجال‌برانگیزند و بلاکچین استثنا نیست. بسیاری آن را با کلاهبرداری و طرح‌های ثروتمندشدن سریع یکی می‌دانند. این برداشت کاملاً بی‌پایه نیست؛ درست مثل حباب راه‌آهن در دهه ۱۸۳۰ یا حباب دات‌کام در دهه ۱۹۹۰. اما در آن دوره‌ها نیز در کنار سفته‌بازان، سازندگانی بودند که فراتر از نوسانات بازار را می‌دیدند و محصولاتی ساختند که در نهایت وعده‌های اولیه فناوری را محقق کردند.

    امروز نیز همین شکاف فرهنگی در دنیای بلاکچین دیده می‌شود:

    • گروه کازینو معمولاً پرسروصداتر است. عمدتاً به معامله‌گری و سفته‌بازی علاقه دارد و بیشترین توجه رسانه‌ها را به خود جلب می‌کند. در بدترین حالت، این فرهنگ قمارگونه به فجایعی مثل فروپاشی صرافی FTX انجامیده است.
    • گروه رایانه بسیار جدی‌تر و بلندمدت‌تر می‌اندیشد. این افراد می‌دانند که جنبه‌های مالی بلاکچین تنها ابزاری برای رسیدن به هدف بزرگ‌تر هستند: ساختن شبکه‌های بهتر. آنها کم‌سروصداترند، اما تأثیرات ماندگارتری خواهند داشت.

    تفاوت اصلی در افق زمانی است. نوآوری واقعی برای ایجاد ارزش پایدار به زمان نیاز دارد؛ گاهی یک دهه یا بیشتر. فرهنگ رایانه بلندمدت است؛ فرهنگ کازینو چنین نیست.

    این آغاز راه است، نه پایان آن

    درست زمانی که به نظر می‌رسید اینترنت بیش از هر زمان دیگری به سمت تمرکز پیش می‌رود، جنبش نرم‌افزاری تازه‌ای پدیدار شد که توانایی بازتعریف آن را دارد. این جنبش می‌تواند روح اینترنت اولیه را بازگرداند، حقوق مالکیت را برای سازندگان تضمین کند، کنترل را به کاربران برگرداند و سلطه شرکت‌های بزرگ بر زندگی دیجیتال ما را کاهش دهد.

    رؤیای شبکه‌ای باز که خلاقیت و کارآفرینی را تقویت می‌کند، نباید از میان برود. کارآفرینان، فناوران، سازندگان و کاربران می‌توانند این هدف را محقق کنند.

    این فرصتی است برای ساختن اینترنتی که می‌خواهیم، نه اینترنتی که صرفاً به ارث برده‌ایم.

  • به پایان سلام کنیم؟ / معرفی کتاب نئوبانک ۲ توسط کسی که نیست

    به پایان سلام کنیم؟ / معرفی کتاب نئوبانک ۲ توسط کسی که نیست

    این روزها هوش مصنوعی به نقل محافل تبدیل شده است؛ با شروع به کار ChatGPT این روزها جایی نیست که کسی درباره کارکردهای شگفت‌انگیز این ابزار صحبت نکند. هرچند به نظر می‌رسد هنوز در ابتدای راه هستیم ولی آن چه که این روزها در حال رخ دادن است را پیش از این فقط در خیال تصور می‌کردیم. تصور ماشینی که از او درباره هر چیزی بپرسیم پاسخ‌هایی می‌دهد که همه انگشت‌به‌دهان می‌مانند. به نظر می‌رسد هوش مصنوعی در حال تغییر دادن همه چیز است و بعد از سال‌ها به مرور برخی دستاوردهای قابل لمس هوش مصنوعی در حال رخ‌نمایی هستند.

    ما در انتشارات راه پرداخت همیشه به استقبال فناوری‌های نو رفته‌ایم و تا امروز ۴ کتاب در زمینه هوش مصنوعی منتشر کرده‌ایم که به صورت مستقیم درباره هوش مصنوعی هستند. ما هم تصور می‌کنیم این تازه ابتدای راه است و این فناوری و ابزارهای مرتبط با آن به مرور بالغ‌تر و قوی‌تر و تاثیرگذارتر می‌شوند. اولین تاثیر این ابزارها هم تغییر در سبک زندگی و شیوه کار کردن ماست؛ بسیاری از شغل‌هایی که امروز وجود دارد در آینده نزدیک نابود می‌شوند؛ همان‌گونه که تا پیش از این بسیاری از شغل‌ها از بین رفت، در آینده نزدیک هم بسیاری از کارها به شیوه دیگری انجام می‌شود که یعنی بسیاری از شغل‌ها به تاریخ می‌پیوندند.

    این روزها ابزارهای زیادی در زمینه هوش مصنوعی در حال توسعه است و هر روز به تعداد آنها اضافه می‌شود. بعضی از آنها حتی می‌توانند مقاله بنویسند و پاسخ پرسش‌ها را با دقت قابل قبولی بدهند. در یکی از آنها می‌توان متنی را به ماشین داد و ماشین آن را به فردی می‌دهد که وجود ندارد و ماشین متن را به کمک فردی که وجود ندارد به ما تحویل می‌دهد. البته این ابزارها فعلا در زبان فارسی چندان قوی نیستند ولی خروجی آنها حتی در این سطح هم قابل قبول و البته جالب توجه است.

    از شما دعوت می‌کنم معرفی کتاب در حال انتشار نئوبانک ۲.۰ را ببینید؛ این کتاب به زودی توسط انتشارات راه پرداخت منتشر می‌شود.