موضوع کتاب: مدیریتِ کسب‌وکار

  • هوش مصنوعی

    هوش مصنوعی

    این کتاب از ۱۲ مقاله تشکیل شده است که نوشته نویسندگان برجسته مجله کسب‌وکار هاروارد است. توماس اچ داونپورت، جیمز ویلسون و آندرو مک‌آفی از مشهورترین نظریه پردازانی هستند که در این کتاب، مقالاتی از آنان به چاپ رسیده است.

    کتاب هوش مصنوعی توضیح می‌دهد که بیش از ۲۵۰ سال است که نوآوری‌های مربوط به فناوری، محرک‌های اساسی رشد اقتصادی هستند. مهم‌ترین این نوآوری‌ها، فناوری‌های همه‌منظوره هستند که از جمله آنها می‌توان به موتور بخار، برق و موتور احتراق داخلی اشاره کرد. هر یک از این فناوری‌ها به شکل‌گرفتن موج نوآوری‌ها و فرصت‌های مکمل، سرعت بخشیده‌اند.

  • نوآوری درآمدزا

    نوآوری درآمدزا

    چگونه شرکت‌هایی که محصول بدیعی را به دنیا ارائه می‌کنند، می‌توانند از علم درآمدزایی از نوآوری استفاده کنند، شانس موفقیت محصول جدیدشان را افزایش دهند و نتایج شگفت‌انگیزی به دست آورند. احتمال شکست نوآوری‌های موفق همیشه بالاست، اما در این کتاب یاد می‌گیرید که تمرکز بر درآمدزایی از نوآوری چگونه می‌تواند شانس موفقیت مالی شما را به شدت افزایش دهد.

    کتاب نوآوری درآمدزا  به مدیران عامل، تیم‌های مدیریت ارشد و مدیران واحد تحقیق و توسعه برنامه‌ای ارائه می‌کند که امتحانش را پس داده است. این برنامه به آنها کمک می‌کند تا بتوانند کنترل شرایط را در دست بگیرند. همچنین بر مبنای کاری تدوین شده که «سایمون کوچر اند پارتنرز»برای صدها کسب‌وکار انجام داده‌ است. طرح سرراستی است، اما به ‌هیچ‌وجه ساده نیست. بخش زیادی از آن با عقاید رایج در تضاد است. خبری از «سریع باشید و اشتباه کنید» نیست؛ بلکه بیشتر با «پیش از شروع هر پروژ‌ه‌ای خوب دقت کنید» سروکار دارید. این کتاب اولین بار توسط پایگاه خبری راه پرداخت با عنوان «درآمدزایی از نوآوری» منتشر شده است.

  • بازآفرینی محصول

    بازآفرینی محصول

    محصولات روزمره مانند خودرو، لامپ، ساعت، پرینتر، یخچال، یا محصولات صنعتی مانند کامیون سنگین، ماشین جوش صنعتی یا تجهیزات عکس‌برداری پزشکی در آینده نزدیک چه تغییراتی خواهند کرد؟ پاسخ کلی و سریع این است: به میزانی شگفت‌انگیز. پیشرفت‌های سریع در فناوری‌های دیجیتال و نرم‌افزار باعث وقوع این تغییرات می‌شود که سرعت آن بسیار بیشتر از آن است که بسیاری از مردم امروزه تصور می‌کنند. تمرکز این کتاب بر «چه»، «چگونه» و «چرا»ی این تغییرات است.

    پرسشی که در ابتدای این بخش مطرح شده است تا مدت‌زمان نه‌چندان دوری بسیار عجیب به نظر می‌رسید. محصولاتی که ذکر شدند به‌طور مدام در حال نوآوری بودند و پیشرفته و پیچیده می‌شدند، اما هنوز هم وسایل برقی ـ مکانیکی، منفعل و غیرارتباطی بودند. وقتی کاربران تصمیم می‌گرفتند که بهترین استفاده از آنها را ببرند، این نوع محصولات وظایف‌شان را به خوبی انجام می‌دادند. اتومبیل‌های لوکس سیستم تهویه مطبوع داشتند و می‌توانستند سریعاً شتاب بگیرند؛ اما اتومبیل‌های ارزان‌قیمت‌تر این قابلیت را نداشتند. پیچ‌گوشتی‌ها ارزان، اما کم‌سرعت بودند و به دست آسیب می‌رساندند، در حالی که پیچ‌گوشتی‌های برقی پرسرعت و بدون خطر بودند.

    تا مدت زیادی، ما تنها بر اساس علاقه به کارکردها و قابلیت‌های مختلف، محصولات را برای خرید انتخاب می‌کردیم. این باعث می‌شد که سازندگان آنها با ارائه محصولات در تعداد زیاد و با دیدگاه بازاری «یک نوع برای همه» به ما خدمت‌رسانی کنند.

    اما دنیا به‌سرعت در حال چرخش به سمت دوران دیجیتال است. آن اتومبیل‌ها، ساعت‌ها، یخچال‌ها، پرینترها و کامیون‌های سنگین به‌تدریج در حال کسب ویژگی‌های فعال و قابل تغییری هستند که تحت کنترل ذهن‌های هوشمند هستند. به همین دلیل است که ما در این کتاب به‌شدت از این ایده دفاع می‌کنیم که محصولات باید به همکاران، هم‌قطاران و شرکای متصل هوشمندی تبدیل شوند که با خدمات و کارکردهای قابل تطبیق خود از همه، پشتیبانی کنند.

    نسل جدیدی از محصولات با استفاده از نرم‌افزار و هوش مصنوعی در حال توسعه مغزهای داخلی است که آنها را مشارکتی، قابل پیکربندی و در نهایت مستقل می‌سازد. این عوامل باعث تغییرات شگرف در ساخت و استفاده از محصولات خواهند شد.

    تولید محصول چندین جهش عظیم در نوآوری را تجربه کرده است. وقتی انسان کارکرد چرخ را در سه هزار سال پیش کشف کرد، به احتمال زیاد رؤیاهایی عملی در مورد حرکت‌دادن بارهای سنگین با سرعت و کارایی بالا در ذهن انسان شکل گرفت. اختراع برق و موتورهای برقی در حدود ۱۵۰ سال پیش، موج جدیدی از محصولات مکانیکی مانند لامپ، خودرو و یخچال را شکل داد. اختراع ریزپردازنده و کامپیوترهای شخصی در دهه ۱۹۸۰ نیز موج اولیه وسایل هوشمند مانند پرینتر، کنسول بازی و تجهیزات تصویربرداری پزشکی را به همراه داشت.

    در حال حاضر که در آستانه عصر جدید محصول قرار گرفته‌ایم، همان احساس قدیمی را داریم؛ حسی از عدم محدودیت در توانایی محصولات متصل هوشمند که بیش از پیش از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند و می‌توانند به روش‌هایی به کار روند که هیچ‌کس تا به حال به آن فکر نکرده است. این محصولات جدید آن‌قدر متنوع، متفکر، مطیع، معتمد و کمک‌کننده هستند که به «برادران ذهنی» ما تبدیل می‌شوند.

    چه دنیای هیجان‌انگیزی! چه دنیای محصولات هیجان‌انگیزی که در آن محصولات کاملاً جدید می‌شوند و باید به‌طور دائمی آنها را بازآفرینی کرد تا نیازهای در حال تغییر مشتریان را برآورده کنند.

  • فایننس چگونه کار می‌کند

    فایننس چگونه کار می‌کند

    امور مالی برای بسیاری از افراد اسرارآمیز و تا حدی مرعوب‌کننده است. این وضعیت ناخوشایند اتفاقی نیست. بسیاری از افراد حاضر در حوزه مالی دوست دارند کارشان را در لفافه بپیچند تا افراد ناآشنا را بترسانند، اما اگر می‌خواهید در کارتان پیشرفت کنید، باید توجه ویژه‌ای به امور مالی داشته باشید، امور مالی زبان کسب‌وکار و شاهرگ اقتصاد است و بیش‌ از پیش به نیرویی غالب در سرمایه‌داری تبدیل می‌شود؛ بنابراین دیگر نمی‌توانید با بی‌توجهی به امور مالی و سر تکان دادن متفکرانه در جلسات، امیدوار باشید به سلامت از این جلسات عبور کنید.

    خوشبختانه می‌توانید بدون خبره‌شدن در ریزه‌کاری‌های مدل‌سازی صفحه گسترده یا قیمت‌گذاری ابزارهای مشتقه، بینش‌های مالی محوری را یاد بگیرید. در این کتاب محوری‌ترین بینش‌های مالی ارائه می‌شود تا دیگر امور مالی مرعوب‌تان نکند. درک این بینش‌ها پیش‌زمینه‌ای به شما می‌دهد که بتوانید تا آخر عمر با اعتمادبه‌نفس و کنجکاوی به مسائل مالی بپردازید. همچنین این کتاب برای افرادی مناسب است که می‌خواهند به درک‌شان از امور مالی عمق بدهند. مدیران بلندپرواز با خواندن این کتاب قادر خواهند بود در مورد تعاملات‌شان با متخصصان امور مالی و سرمایه‌گذاران تامل کنند و رابطه معنی‌دارتری با آنها داشته باشند.

  • حاکمیت تحول دیجیتال

    حاکمیت تحول دیجیتال

    اقتصاد دیجیتال، فناوری‌های دیجیتال، قوانین و مقررات دیجیتال، دولت و نهاد‌های حاکمیتی تأثیرگذار بر فعالیت‌های دیجیتال، مخاطرات و ریسک‌های دیجیتال و فرهنگ دیجیتال حاکم بر جامعه از مهم‌ترین مسائلی است که در کتاب حاکمیت دیجیتال مورد بررسی قرار گرفته است.

    نویسندگان این کتاب سازمان دیجیتال را در پیوند با لایه‌های حاکمیتی و مدیریتی سازمان معنا می‌کنند و حاکمیت دیجیتال را چارچوبی برای ایجاد مسئولیت، اقتدار در تصمیم‌گیری سازمان‌ها برای حضوری اثربخش در عصر دیجیتال می‌دانند.

    بنابراین حاکمیت دیجیتال، با ایجاد ساختار و تعیین وظایف افراد می‌تواند نقش مهمی در پیشبرد اهداف تحول دیجیتال و کنترل روند تغییرات اساسی در سازمان‌ها ایفا کند.

    در نهایت، نویسندگان استدلال می‌کنند حاکمیت دیجیتال بر گرفته از مفهوم کلان حاکمیت شرکتی است و حاکمیت دیجیتالی نیز مجموعه‌ای از مسئولیت‌ها و فعالیت‌هایی است که توسط هیئت‌مدیره یا مدیران ارشد سازمان به منظور تحقق جهت‌گیری‌های استراتژیک، اطمینان از رسیدن به اهداف پیش‌بینی شده، مدیریت مخاطرات و تخصیص و کنترل منابع در حوزه دیجیتال سازمان صورت می‌گیرد.

    کتاب حاکمیت تحول دیجیتال نوشته آنانت جوشی، استیون دی‌هاس، تیم هیو و لوراکالوی با ترجمه مجتبی رئیس صفری با 5 فصل و در 104 صفحه به‌همت انتشارات راه پرداخت منتشر و راهی بازار کتاب شده است.

    درباره نویسنده:

    استیون دی‌هاس رئیس و استاد تمام مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی در دانشکده مدیریت آنتورپ، دانشگاه آنتورپ (بلژیک) است. او در زمینه آموزش و تحقیقات کاربردی در حوزه‌های استراتژی‌های دیجیتال، حاکمیت و مدیریت فناوری اطلاعات، استراتژی و همسویی فناوری اطلاعات، مدیریت ارزش و عملکرد فناوری اطلاعات، حسابرسی فناوری اطلاعات و ریسک و امنیت اطلاعات مشغول به فعالیت است.

    لورا کالوی دانشجوی دکترا در مدیریت فناوری اطلاعات در گروه سیستم‌های اطلاعات مدیریت دانشکده تجارت و اقتصاد دانشگاه آنتورپ است. او در حوزه‌های حاکمیت و مدیریت فناوری اطلاعات و همسویی کسب و کار/IT پژوهش می‌کند.

    تیم هیو دانشجوی دکترای مدیریت فناوری اطلاعات در گروه سیستم های اطلاعات مدیریت دانشکده تجارت و اقتصاد در دانشگاه آنتورپ است. علایق تحقیقاتی او شامل حاکمیت و مدیریت فناوری اطلاعات و همسویی کسب و کار/IT است.

    آنانت جوشی استادیار مدیریت اطلاعات در گروه حسابداری و مدیریت اطلاعات در دانشکده تجارت و اقتصاد دانشگاه ماستریخت (هلند) است. او همچنین محقق مدعو در دانشکده مدیریت آنتورپ است. علایق تحقیقاتی او شامل حاکمیت شرکتی فناوری اطلاعات، ارزش تجاری فناوری اطلاعات و حاکمیت شرکتی است.

  • بلاکچین برای کسب‌وکارها

    بلاکچین برای کسب‌وکارها

    شما از حق انتخاب برخوردار هستید و با تصمیم‌هایتان، می‌توانید مشخص کنید که نحوه تکامل بلاکچین در سازمان، بازار و جامعه شما به چه ترتیب پیش خواهد رفت. همان‌گونه که در بخش‌های مختلف این کتاب اشاره کردیم، این انتخاب‌ها، به شکل طبیعی، شامل عناصر متناقض هستند.

    در یک طرف، بلاکچین‌ها به عنوان یک فناوری تحول‌آفرین برای مهندسی مجدد فرآیندهای کسب‌وکاری مطرح شده‌اند؛ در طرف دیگر، بلاکچین برای کسب‌وکارها، به شکل‌گیری بازارها و صنایع جدید می‌انجامد، باعث شکل‌گیری انواع تازه‌ای از مشتریان می‌شود و امکان برقراری تعامل اجتماعی با مدل‌های سازمانی جدید را مهیا می‌کند.در یک طرف، شرکت‌ها در حال بکارگیری بلاکچین در جوی از کنترل متمرکز هستند؛ در طرف دیگر، بلاکچین برای کسب‌وکارها، ایجاب می‌کند که حاکمیت، اقتصاد و فناوری، به حالت غیرمتمرکز دربیاید.در یک طرف، حرفه شما در بازار (و یا در یک سازمان) با پیروی از مسیر سلسله مراتب رشد کرده است؛ در طرف دیگر، بر اساس بلاکچین برای کسب‌وکارها، رشد زمانی‌ محقق خواهد شد که نمایندگان اقتصادی، بتوانند به شکل خودگردان، در یک محیط مبتنی بر اجماع، به فعالیت بپردازند.در یک طرف، شاهد سلب شدن اعتماد شهروندان جوامع سراسر جهان از موسسات دولتی هستیم؛ در طرف دیگر،بلاکچین برای کسب‌وکارها، افراد را به آزمایش قراردادهای اجتماعی جدید و امتحان کردن راه‌های جدید برای تعامل و عضویت، ترغیب می‌کند.در یک طرف، به‌کارگیری هوش مصنوعی باعث می‌شود هویت نهادی که ارزهای کسب‌وکاری (یعنی داده، دسترسی، قراردادها و فناوری) را کنترل می‌کند، در هاله‌ای از ابهام قرار بگیرد؛ در طرف دیگر، در بلاکچین برای کسب‌وکارها، چندوچون فعالیت هوشمند مبتنی بر ماشین، به شکل شفاف مشخص می‌شود و در مورد مسئولیت‌ها و نحوه مبادله ارزش، روشنگری انجام می‌گیرد.فهرست این اهداف متضاد را می‌توان همچنان ادامه داد. از لحاظ فناوری، به احتمال زیاد یک شم غریزی قوی، شما را ترغیب می‌کند که منتظر بمانید و ببینید دیگران چه می‌کنند و سپس، دست به انجام سرمایه‌گذاری بزنید. طی مدت‌زمانی طولانی، عقیده عمومی رهبران شرکت‌ها بر این بوده که شرکت‌های به‌ اصطلاح نوع B – یعنی شرکت‌هایی که صبر می‌کنند و بعد از آن‌که پیشگامان ثابت کردند که یک فناوری جدید، دارای ارزش است، نسبت به سرمایه‌گذاری در آن اقدام می‌کنند – معمولا برترین جایگاه را پیدا می‌کنند.پیروی از استراتژی نوع B ممکن است در گذشته جواب داده باشد، ولی در مورد حرکت به سمت یک جامعه برنامه‌پذیر، اثربخشی لازم را نخواهد داشت.برای رفتن به استقبال بلاکچین برای کسب‌وکارها، صرف داشتن چشم‌انداز و مهارت‌های فنی جدید کافی نیست؛ بدین منظور، سازمان‌ها باید در جهت مدل‌های سازمانی جدیدی قدم بردارند که تعریف نویی از رهبری، فرهنگ شرکتی و شیوه‌های کاری داشته باشند. آنان‌که منتظر می‌مانند تا فناوری بلاکچین به تکامل برسد، از هر دو سمت، هزینه فرصت بیشتری را متحمل خواهند شد. هزاران استارت‌آپ مبتنی بر بلاکچین محلی، هجوم خواهند آورد و قابلیت رقابتی شرکت‌های نوع B را تضعیف خواهند کرد، قدرت‌های مرکزی نیز در تلاش خواهند بود تا بتوانند از جایگاهشان محافظت کنند.

    بنابراین، فرصت اندک است. رهبرانی که باور دارند فناوری باید تا قدر امکان، به سازمان‌ها و افراد بیشتری سود برساند و راهکارهای پیشرفته باید از شفافیت و قدرت مسئولیت‌پذیری برخوردار باشند، نمی‌توانند پنج، ده یا پانزده سال دست روی دست بگذارند و منتظر بمانند تا ببیند که بلاکچین به چه نحوی تکامل پیدا می‌کند. این رهبران باید از همین حالا، روی چشم‌اندازی که از یک آینده برنامه‌پذیر، با دسترسی، تاثیر و ارزش غیرمتمرکز برای همه دارند، کار کرده و اقداماتشان را در جهت آن پیش ببرند.

  • ابزارها و سلاح‌ها

    ابزارها و سلاح‌ها

    تمدن همواره بر قدرت داده اتکا داشته است. تاریخ بشر زمانی شروع شد که انسان‌ها، توانایی صحبت کردن را در خود پرورش دادند. با ابداع زبان افراد توانستند ایده‌ها، تجربه‌ها، خواسته‌ها و نیازهایشان را با هم در میان بگذارند. سرعت پیشرفت زمانی بیشتر شد که انسان‌ها به توانایی نوشتن دست یافتند. ایده‌ها خیلی آسان‌تر و دقیق‌تر، نه فقط بین افراد؛ بلکه از مکانی به مکان دیگر منتقل می‌شدند.

    بعد جرقه‌ای زده شد که شعله دانش را روشن کرد. آن جرقه توانایی ذخیره‌سازی، بازیابی و اشتراک‌گذاری نوشته‌های افراد بود. ساخت کتابخانه‌ها به یکی از نمادهای دنیای باستان تبدیل شد. این بایگانی‌های اسناد و کتاب‌ها باعث شدند افراد علاوه بر بعد مکانی، در بعد زمانی هم بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و اطلاعات را از نسل خود به نسل بعد انتقال دهند. چند قرن بعد که «یوهانس گوتنبرگ» ماشین چاپ مکانیکی را اختراع کرد، شعله دانش به آتشی تبدیل شد که قدرت تازه‌ای به نویسندگان و خوانندگان بخشید.

    این آتش تمام جهان را فراگرفت و قرن‌ها بعد با رشد انفجاری تجارت همراه شد که همزمان علت و معلول افزایش ارتباطات بود. اوایل قرن بیستم هر دفتر کاری به تأسیساتی برای ذخیره‌سازی اسناد نیاز داشت. اتاق‌ها پر از قفسه‌های بایگانی بودند.

    هرچند داده همیشه برای جامعه مهم بوده، اما هرگز نقش پررنگی مانند امروز نداشته است. حتی وقتی رشد تجارت کم می‌شود یا اقتصادها ضعیف می‌شوند، باز هم داده با سرعتی پایدار به رشد ادامه می‌دهد. برخی می‌گویند داده به نفت قرن بیست‌ویکم تبدیل شده، اما این کوچک نشان‌دادن واقعیت است. یک قرن پیش خودروها، هواپیماها و بسیاری از قطارها با نفت حرکت می‌کردند. در حالی ‌که امروز محرک همه ابعاد زندگی انسان داده است. در تمدن مدرن داده بیشتر از آنکه شبیه نفتی باشد که می‌سوزانیم، شبیه هوایی است که تنفس می‌کنیم.

    داده بر خلاف نفت به منبعی تجدیدپذیر تبدیل شده که خودمان می‌توانیم تولیدش کنیم. در انتهای دهه ۲۰۱۰ تقریباً ۲۵ برابر بیشتر از ابتدای دهه، داده دیجیتال وجود داشت. در واقع اکنون با وجود هوش مصنوعی بیش از همیشه از داده بهره می‌بریم.

    زیرساخت دیجیتالی که از این داده‌ها پشتیبانی می‌کند، ابر خوانده می‌شود. هرچند نامش از نرمی و پشمالویی حکایت می‌کند، اما ابر در واقعیت مانند یک قلعه است. هر بار با تلفن هوشمندتان جست‌وجویی انجام می‌دهید، داده‌ها را از مرکز داده عظیمی بیرون می‌کشید. این مراکز داده یکی از عجایب عصر مدرن هستند که تقریباً هیچ‌کس اجازه ورود به آنها را ندارد.

    از ابتدای آفرینش این امکان وجود داشته که از هر ابزاری در راه خیر یا شر استفاده شود. حتی از جارو هم می‌توان برای جارو کردن زمین یا ضربه‌زدن به سر استفاده کرد. هرچه ابزاری قدرتمندتر باشد، فایده یا زیان بیشتری می‌تواند ایجاد کند. هرچند موج تحول دیجیتال بسیار نویدبخش است، اما دنیا، فناوری اطلاعات را به ابزاری قدرتمند و در عین حال سلاحی ترسناک تبدیل کرده است.

    این عصر فناوری جدید به ‌شکل فزاینده‌ای دوران جدیدی از اضطراب و تشویش را به همراه داشته است. این تنش‌ها در حکومت‌های دموکراتیک جهان برجسته‌تر هستند. این کشورها که تحت فشار مشکلات مربوط به مهاجرت، تجارت و نابرابری درآمدی هستند، بیش ‌از پیش با شکاف‌های ناشی از اقدامات عوام‌گرایانه و ملی‌گرایانه مواجه می‌شوند که تا حدی نتیجه تغییرات بنیان‌برافکن فناوری هستند. مزیت‌های فناوری منصفانه و برابر توزیع نشده‌اند و ماهیت و سرعت تغییر افراد، جامعه‌ها و کشورها را به چالش می‌کشد. جوامع دموکراتیک در مجموع با چالش‌های مشترکی روبه‌رو شده‌اند که بزرگ‌تر از چالش‌های تقریباً صد سال اخیر آنها هستند. در برخی موارد هم کشورهای دیگر از فناوری برای سوءاستفاده از این آسیب‌پذیری بهره می‌برند.

    این کتاب این مسائل را از جایگاه سکان‌داری یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری جهان بررسی می‌کند. داستان بخش فناوری را می‌گوید که می‌خواهد نیروهایی را درک کند، بپذیرد و با آنها کنار بیاید که از یک شرکت یا حتی تمام صنعت بزرگ‌تر هستند. در عین حال داستان نه فقط در مورد روندها و ایده‌ها؛ بلکه در مورد افراد، تصمیمات و فعالیت‌هایی برای پاسخگویی به نیازهای جهانی است که به‌سرعت تغییر می‌کنند.

    داستان هیجان‌انگیزی است که به‌مرور گره‌هایش باز می‌شوند و ما در مایکروسافت گاهی اوقات آن را از دیدگاه متفاوتی می‌بینیم. دو دهه پیش در موقعیتی قرار گرفتیم که شاید بتوان آن را اولین برخورد فناوری اطلاعات مدرن با جهان نامید.

  • خلق و مدیریت اکوسیستم

    خلق و مدیریت اکوسیستم

    این کتاب، توضیح می‌دهد که کسب‌وکار شما چگونه می‌تواند در دنیایی از گسست، عدم‌اطمینان و تغییر سریع فناوری، با خلق و مدیریت اکوسیستم که از شتاب‌دهی فعالانه، شکل‌دهی و هدایت اکوسیستم کسب‌وکار ناشی می‌شود، موفق‌تر عمل کند. ما، شما خوانندگان و شرکت‌هایتان را در نقش «رهبر اکوسیستم» قرار می‌دهیم. در واقع، بسیاری از ناظران اکوسیستم‌ها بر نقش اصلی یک مرکز دسترسی یا یک شرکت زیرساختی یا همان‌طور که بیان کردیم، یک رهبر اکوسیستم تاکید می‌کنند، تا ثبات را برای توسعه اکوسیستم و موفقیت نهایی آن در تشویق نوآوری فراهم کنند.
    شما به‌عنوان یک رهبر اکوسیستم نمی‌توانید آن را به‌‌طور کامل کنترل کرده یا ساختار دقیق آن را تعیین کنید. همچنین، نمی‌توانید نقش یک دیکتاتور همه‌چیزدان را بازی کنید؛ پیرامون تمام مهره‌های شطرنج حرکت کرده و میان آن‌ها شفاعت کنید. در عوض، شما با استفاده از قدرت هوشمند و نه تحمیل استراتژی‌ها به‌عنوان بزرگترین یا غنی‌ترین منبع موجود، در تشویق و شکل‌دهی به اکوسیستم کسب‌وکار، پیرامون شرکت خود نقشی فعال ایفا می‌کنید. ما نشان خواهیم داد که از طریق ترویج و هدایت توسعه اکوسیستم کسب‌و‌کار خود به‌عنوان رهبر اکوسیستم، چگونه می‌توانید مزیت رقابتی شرکت و توانایی آن برای ایجاد سود پایدار را افزایش دهید. همچنین، نشان خواهیم داد که چگونه هدایت توسعه یک اکوسیستم پر جنب و جوش، به شما امکان می‌دهد تا به‌جای این‌که قربانی آن شوید، از فرصت‌ها بهره‌مند شده و با عدم‌اطمینان‌های مرتبط با موج جدید تخریب خلاق (Creative Destruction) کنار بیایید. همان‌طور که از پیش مشاهده کردیم، گسست در صنعت، شرکت‌ها را به چالش می‌کشد تا راهی برای گردآوری ترکیبات جدیدی از فناوری‌ها، دانش فنی، تجربه، دارایی‌ها و قابلیت‌هایی که هیچ شرکتی به صورت منفرد در اختیار ندارد، بیابند. این امر، به معنای ایجاد استراتژی‌ها و ساختارهای سازمانی است که قدرت بالقوه مشارکت‌ها را به‌عنوان هسته اصلی مدل کسب‌وکار و موفقیت آینده شما به منصه ظهور می‌رسانند. همچنین، این امر به معنای استفاده حداکثری از قدرت مجموعه‌ای متنوع و متغیر از شرکاست که می‌توانید بسیاری از آن‌ها را تحت تأثیر قرار داده تا سرعت یادگیری، آزمایش و نوآوری را در سازمان خود افزایش دهید، اما نمی‌توانید آن‌ها را کنترل کنید.
    به‌طور خلاصه، زمان آن فرا رسیده است که در استفاده از قدرت کامل اکوسیستم کسب‌وکار خود جدی باشید. این اکوسیستم، شبکه‌ای از سازمان‌ها و افراد پیرامون شرکت شما است که می‌توانند قابلیت‌ها و نقش‌های خود را به‌طور مشترک توسعه داده و سرمایه‌گذاری‌های خود را برای ایجاد ارزش افزوده و یا بهبود کارایی هماهنگ کنند، و این به نفع همه شرکای اکوسیستم است.

    کتاب خلق و مدیریت اکوسیستم نوشته آرنود دی مایر و پیتر جی ویلیامسون با ترجمه شهرام خلیل‌نژاد و سید مجتبی میری در 10 فصل و با 264 صفحه به‌همت انتشارات راه پرداخت منتشر و راهی بازار کتاب شده‌است.
    درباره نویسنده:

    آرنود دی مایر، استاد دانشگاه در دانشکده بازرگانی لی کنگ چیان در دانشگاه مدیریت سنگاپور است. او نویسنده مشترک کتاب‌های تئوری فرآیند: اصول مدیریت عملیات (2018) و آینده جهانی: چالش بعدی کسب و کار آسیایی (2005) است. پیتر جی ویلیامسون، استاد مدیریت بین‌الملل در دانشکده بازرگانی دانشگاه کمبریج است. او نویسنده مشترک کتا‌ب‌های مزیت رقابتی شرکت‌های چندملیتی در حال ظهور (2013) و چگونه نوآوری چینی قوانین رقابت جهانی را مختل می‌کند (2007) است.

  • اقتصاداشتراکی

    اقتصاداشتراکی

    اقتصاد اشتراکی پارادایم جدیدی است که طلوع صورت‌های متفاوت اقتصاد دیجیتالی را نوید می‌دهد. آرون سندراراجان در این اثر پرسش از آینده پلتفرمی بر بستر فناوری‌های بلاکچین را در چگونگی وضعیت نیروی کار مطرح می‌کند و به دنبال تبیین جهت‌گیری نهادهای ناظر و حقوقی در این آینده پلتفرمی است.

    آرون سندراراجان، با تکیه بر تحقیقات گسترده بر موارد متنوع و متعدد در دنیای واقعی، از پلتفرم‌های همتا‌به‌همتا «ایربی‌‎ان‌بی» و پلتفرم‌های خدمات سواری خودرو «لیفت» و «اوبر» تا پلتفرم‌های مالی مثل «کیک استارتر» و «کیوا»، اصول سرمایه‌داری مبتنی بر جمعیت را توضیح می‌دهد.

    او به خوبی این مسئله را تبیین می‌کند که اقتصاد اشتراکی بر پایه تراکنش‌های فرد به فرد ممکن می‌شود و مردم می‌توانند با مالکیت بر یک دارایی درآمد کسب کنند، نه اینکه فقط بر اساس کار کردن پول به دست آوردند. پلتفرم‌های همتابه‌همتا پایه اصلی ایجاد اقتصاد اشتراکی‌اند. این پلفترم‌ها بیشتر به نیروی کار و دارایی‌های کنارگذاشته شده توجه دارند و توانسته‌اند رکود این سرمایه‌ها را با ساخت بستری همگانی به رشدی قابل‌ملاحظه بدل کنند.

     

    درباره نویسنده:

    آرون سانداراراجان، استاد دانشکده بازرگانی استرن دانشگاه نیویورک (NYU) است. یادداشت‌های او در نشریاتی مانند تایم، نیویورکر، نیویورک تایمز، وایرد، لوموند، هاروارد بیزینس ریویو و فایننشال تایمز منتشر می‌شود. او عضو شورای آینده جهانی در زمینه فناوری، ارزش‌ها و سیاست‌های مجمع جهانی اقتصاد است. سانداراراجان به بسیاری از شرکت‌های بین‌المللی در تبیین استراتژی دیجیتال خود کمک کرده است. همچنین، در سال 2017 کتاب «اقتصاد اشتراکی» او برنده جایزه بهترین کتاب کسب‌وکاری شده است.

     

     

  • داستان اینستاگرام

    داستان اینستاگرام

    کوین سیستروم همیشه دلش می‌خواست با مارک زاکربرگ (خالق فیس‌بوک) ملاقات کند با این حال هرگز قصد ترک تحصیل نداشت. او برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ با مارک ملاقات کرده بود. این مواجهه در یک مهمانی دوستانه در دانشگاه استنفورد صورت گرفت. در آن زمان مارک به‌تازگی TheFacebook.com را راه‌اندازی کرده بود و در حال تبدیل‌شدن به یکی از نابغه‌های فناوری بود.

    او و دوستانش از یک سال قبل، کار با این شبکه اجتماعی را آغاز کرده بودند و به‌تدریج نیز در میان کمپ‌های دانشجویی نیز رواج پیدا می‌کرد. آن موقع دانشجویان از این وب‌سایت برای نوشتن نظرها و حرف‌های روزانه‌شان استفاده می‌کردند. سایت زاکربرگ با پس‌زمینه سفید و کادر آبی‌رنگ، ساده به نظر می‌رسید و بسیار متفاوت از سایر شبکه‌هایی نظیر مای‌اسپیس (MySpace) بود که طراحی‌های شلوغ‌تر و فونت‌های شخصی‌سازی‌شده داشتند.

    موفقیت فیس‌بوک به‌قدری با سرعت پیش می‌رفت که مارک دیگر دلیلی برای بازگشت به دانشگاه نداشت. اما کوین سیستروم تازه می‌خواست ایده خود را عملیاتی کند و مسیری که مارک زاکربرگ در پیش گرفته بود را دنبال کند. کتاب داستان اینستاگرام با عنوان اصلی بدون فیلتر داستان خلق اینستاگرم است. داستان شبکه‌ای اجتماعی، که به حدی محبوب شده که اکنون اپلیکیشن آن در موبایل همه ما وجود دارد.